باور کنید
این هایی که نمی توانند تصور کنند
شما موزیک ایرانی را نشنیده باشید
مغزشان به اندازهء دنیایشان کوچک است!
من این را خصوصا به خاطر صحبت های اخیر پیرامون پاشایی می گویم؛
اینکه برای عدهء زیادی از مردم ایران به هیچ وجه این امکان وجود ندارد که آدمی
صرفا به خاطر "ایرانی بودن اش"، موزیک پاشایی را نشنیده باشد!!
اما من و این دسته از آدم ها چند سال بسیار طولانی(!) را
با هم آسه زندگی کردیم و آسه تحمل کردیم!
حالا که این موضوع پیش آمده،
بگذارید یک خاطره بامزه برایتان تعریف کنم:
یک شب در دوران دانشگاه،
داشتم درس می خواندم و موزیک خارجی(!) راک گوش می کردم
که یکی از این افراد،
که اکثریت آن ها اتفاقا از بابت دانش زبان خارجی بی سواد یا کم سوادند،
با پوزخندی که با کودنی روکش شده بود با طعنه به من گفت:
"تو از این آهنگایی که گوش می کنی واقعا چیزی هم سر در میاری؟"
من هم جوابش رو با لبخندی شیرین دادم که البته مزه اش برای اون زهر مار بود:
"سوال خوبیه رفیق!
می دونی، اینکه صرفا تو یکی نمی فهمی،
دلیل نمیشه بقیه هم نفهمن!"
و دیگر هیچ وقت،
هیچ وقت،
در مورد هیچ چیز،
بحث نکردیم!
و البته این را هم بگویم،
آن ها از بهترین های دانشگاه مان بودند،
مهندس ها و آینده سازان کشور!
تماشای روزانهء آن ها
شالودهء تمام امیدهایی شد که میشد به زندگی در ایران بست!!
پی نوشت: صبح بعد از نوشتن این متن، قضیهء هانیهء توسلی و بستن صفحهء اینستاگرامش رو خوندم!
می دونی این گند رو می شود حالا حالا ها هم زد... اما من هیچ قصدی برای این کار ندارم.
بدون این ها حسابی آسوده خاطرم!
این هایی که نمی توانند تصور کنند
شما موزیک ایرانی را نشنیده باشید
مغزشان به اندازهء دنیایشان کوچک است!
من این را خصوصا به خاطر صحبت های اخیر پیرامون پاشایی می گویم؛
اینکه برای عدهء زیادی از مردم ایران به هیچ وجه این امکان وجود ندارد که آدمی
صرفا به خاطر "ایرانی بودن اش"، موزیک پاشایی را نشنیده باشد!!
اما من و این دسته از آدم ها چند سال بسیار طولانی(!) را
با هم آسه زندگی کردیم و آسه تحمل کردیم!
حالا که این موضوع پیش آمده،
بگذارید یک خاطره بامزه برایتان تعریف کنم:
یک شب در دوران دانشگاه،
داشتم درس می خواندم و موزیک خارجی(!) راک گوش می کردم
که یکی از این افراد،
که اکثریت آن ها اتفاقا از بابت دانش زبان خارجی بی سواد یا کم سوادند،
با پوزخندی که با کودنی روکش شده بود با طعنه به من گفت:
"تو از این آهنگایی که گوش می کنی واقعا چیزی هم سر در میاری؟"
من هم جوابش رو با لبخندی شیرین دادم که البته مزه اش برای اون زهر مار بود:
"سوال خوبیه رفیق!
می دونی، اینکه صرفا تو یکی نمی فهمی،
دلیل نمیشه بقیه هم نفهمن!"
و دیگر هیچ وقت،
هیچ وقت،
در مورد هیچ چیز،
بحث نکردیم!
و البته این را هم بگویم،
آن ها از بهترین های دانشگاه مان بودند،
مهندس ها و آینده سازان کشور!
تماشای روزانهء آن ها
شالودهء تمام امیدهایی شد که میشد به زندگی در ایران بست!!
پی نوشت: صبح بعد از نوشتن این متن، قضیهء هانیهء توسلی و بستن صفحهء اینستاگرامش رو خوندم!
می دونی این گند رو می شود حالا حالا ها هم زد... اما من هیچ قصدی برای این کار ندارم.
بدون این ها حسابی آسوده خاطرم!
