Quick Navigation: Home - Facebook - Twitter - Last.fm

Monday, October 30, 2006

437
And We Pretended Like THe Conditions Of The Contract Were Fair and Suitable

Your Ex-lovers enthuse the sense of jealousy
while your further lovers actuate my Adrenaline

And I'm Standing Somewhere in the middle of this.

P.S.: An Adoption from the latest publish of the book: "All My Girls"
written by Iranian Idiot

معشوق های قبلی تو حسادت را بر می انگیزند
و معشوق های در راه آدرنالین را

من هم جایی در این بین ایستاده ام.

پ.ن.: برگرفته از چاپ آخر کتاب "تمام دختران من"
به قلم ایرانین ایدیت.

Saturday, October 28, 2006

436
There's Something Cold & Blank Behind Your Smile

The Box In My Head
is Full Of the User manuals of the user friendly people who hang around me

Warning: Keep Your own user manuals out of reach of adults.

کارتن درون مغزم
پر شده است از دفترچه راهنماهای آدم های User friendly دوروبرم

هشدار: دفترچه راهنمای خود را دور از دسترس بزرگسالان نگه دارید.

Friday, October 27, 2006

435
Ispired By The Hottest Punk Rock Music Songs

I Wanna Talk My Age:
I'm sitting in the back seat and smiling
but not like a 3 or 4 year old baby anymore!

I Wear Underpants
That are disasterously On Fire by the way
Which Means: No More swaddling clothes!

See What we have come through that You two Chicks are about to French kiss for me...!!

So What?
I just wanna say:
Maybe I was an infant who...
lets say used to piss in his diaper, lactating for example, and bla bla
I donno!
but what is obvious now is that
I need a big pop corn container please, I am and have become a "Feminine - ist" already

And Thats All Your Fault ladies

می خواهم به اندازهء سنم حرف بزنم:
من در صندلی عقب ماشین نشسته ام و لبخند می زنم
اما نه مثل یک بچهء 3-4 ساله

شورت به پا می کنم
که از قضا آتش بازی فجیعی هم درونش به پا است!
یعنی دیگر از قنداق خبری نیست.

ببین چه خبره که شما دو تا خوشگل و بلا هم قرار شده واسه من فرنچ کیس کنید...!!

حالا که چی؟
می خوام بگم
شاید زمانی من یک بچهء شاشو بودم
در حال مکیدن یک شیشه شیر مثلا
نمیدانم
اما چیزی که مسلم است
اینست که الان من
Feminine-ist شده ام با یک ظرف پاپ کورن اضافه لطفا
و همه اش تقصیر شما دو تا جونوره!

Thursday, October 26, 2006

Monday, October 23, 2006

433
While I was Playing Poker

Philosophers Just Talk
When Other People Act Like It Everyday

فیلسوف ها فقط حرف می زنند
وقتی بقیهء مردم هر روز به آن عمل می کنند

Sunday, October 22, 2006

432
You Are What You Dont See

I'm Used To The
Knowing Games, ladies play!

How Pretty it takes you to the propylaeum of the Garden of the wild roses
And how perspicaciously she remembers that she had forgotten the key to the metal gate!

Like Getting used to that slimy baked spinach in my most italian pizza of the year

***

There Are Other Things that I'm not used to yet
Like Me Not getting used to that Fulsome Sushi
Even With My Eyes Wide Shut

Its Always like: The More we Think We Have learned, the less we have ever known
That Is The Rule

عادت کرده ام
به بازی های زیرکانهء زنانه!

چه زیبا تو را به سر در باغ رزهای وحشی می برد
و چه هوشیارانه به یاد می آورد کلید در آهنین ورودی را فراموش کرده است!

مثل عادت کردنم به اسفناج پختهء لزج در ایتالیایی ترین پیتزای امسال

***

چیزهای دیگری هم هست که هنوز بهشان عادت نکرده ام
مثل عادت نکردنم به خوردن آن "سوشی" مهوع!
حتی با چشمان کاملا بسته

همیشه کمتر از آن چیزی می دانیم که فکر می کنیم دانسته ایم!
این یک قانون است.

Saturday, October 21, 2006

431
Mother Loves The Baby

I bet If these young dulls - I Mean Infants -
Could understand 11 of September
they would never let any spoon in their mouth

شرط می بندم اگر این کوچولوهای نفهم - طفل ها را می گویم -
یازده سپتامبر را می فهمیدند
دیگر هیچ قاشقی را به دهانشان راه نمی دادند

Wednesday, October 18, 2006

430
Laid Already

Well, If I could make myself believe that a Cigarette
could Milt my philosophy
I'd Smoke in my own privacy
rather than having a dumb lollipop instead
خب من هم اگر فکر می کردم
سیگار فلسفه ام را بارور می کند
به جای خوردن آبنبات چوبی های خنگ
توی خلوت هایم سیگار می کشیدم.

Tuesday, October 17, 2006

429
Now That You Know What You Know

The Telephone in my head is ringing
When I pick up
Someone is telling me:
Do You Know WHAT THE HELL Are You Doing?

I'm Aware and calculating
dumbfounded and having a lollipop

تلفن توي سرم داره زنگ می خوره
گوشی كه توی دستم مياد
صدايی از اون طرف بهم ميگه:
می دونی داری چه غلطی می كنی؟

آگاهم و محاسبه گر
بی جوابم و آبنبات چوبی می خورم

Sunday, October 15, 2006

428
Brian McFadden - Real to Me

I've got a half-full small suitcase
plus more than a 100 kilo of overload
in my head
from you
which makes it at least a 12 hour non-stop movie
just to review
through the darkness of the night
along the one way road

یک چمدان کوچک نیمه خالی دارم
با بیشتر از 100 کیلو اضافه بار
توی مغزم
از شما
که مرور کردنش
حداقل 12 ساعت فیلم بی وقفه است
از میان تاریکی شب
و در امتداد جادهء یک طرفه

Wednesday, October 11, 2006

427
Bite Me
Will be Translated Later
یک عدد شکلات اسنیکرز - فول ویرجین
قهوه ای نوک ممه ای - کروکی - گاز اول به نام خریدار
فروش یا معاوضه با شکلات مدل پایین تر

Sunday, October 08, 2006

426
Autumn Requiem

There Is a Dark Relation
between the fallen Leaves
and The Kids who attend these Schools

رابطهء تاریکی است
بین برگ هایی که فرو می ریزند
و بچه هایی که به این مدرسه ها می روند.

Friday, October 06, 2006

425
Working Out

I'm gonna pack my Mom Tonight
and send her to the following address tomorrow morning:
To the experts of Redacting & Manipulating in News Section - I.R Of IRan's Broadcasting Bld. - End Of Alvand Street - Argentina Roundabout - Tehran - Iran

She Tells us at lunch
that she has bought 14 Bananas for only a US Dollar
Right! But The truth is
their size is as big as my middle Finger
or a lil bit longer...

Anyway
Wish you the best of luck
Your Son

امشب مامانم را بسته بندی می کنم
و فردا صبح می فرستم به آدرس:
تهران - میدان آرژانتین - انتهای خیابان الوند - ساختمان صدا و سیما - بخش ویژهء تحریریه و دستکاری خبر

مامان سر میز نهار میگه
14 تا موز خریده 1000 تومان
درست! اما حقیقت اینه که
اندازهء هر کدومشون چیزی در حد انگشت وسطیمه
آه... یه کم بلندتر

در هر صورت
با آرزوی موفقیت
پسرت

Thursday, October 05, 2006

424
Still Paying The Consequences

If only Uncle Hitler and His Mustache had won the War
at least these kids could kill some english and American soldiers
instead of Germans
in Ther video games...

How Long Are we gonna Live this Drab Life?!i

اگر عمو هیتلر و سبیلش در جنگ پیروز شده بودند
حداقلش این بچه ها می توانستند در بازیهای کامپیوتری شان
به جای سربازای آلمانی
چند تا سرباز انگلیسی و آمریکایی بکشند...

تا کی باید یکنواخت زندگی کرد؟

Wednesday, October 04, 2006

423
Kein Hirten feuer Glimmt Mehr

And look At them
They Painted themselves with another thick layer of make up
Cause they didnt find a way and how to Flirt...
They are self blinded indeed

Ps.: A Part of The Sura of "Women" From the holy book of the Heterodoxes which has been compiled and translated by Dr.Iranian idiot

و بنگر به آنان
چون راه و روش Flirt کردن را پیدا نکردند
یک لایهء دیگر آرایش کردند...
و هم آنها گمراهانند.

بخشی از سورهء «النساء» از کتاب مقدس هترودوکس ها که به کوشش محقق احمق ایرانی گردآوری و ترجمه شده است

Tuesday, October 03, 2006

422
Floating High

Keep My piece of Cheese!
Just Tell me Who the hell Moved my bottle of Champagne?!!i

پنیرم ارزانی خودتان!
فقط بگو کدوم پدرسگی شیشهء شامپاین مرا جابه جا کرد؟

Monday, October 02, 2006

421
S.O.S - Drowning in Arctic Ocean

I'm Cold
Wrap A Hot Woman Around Me
Before I freeze

سردم شده است.
قبل از یخ زدن
زنی "هات" بدورم بپیچانید

Sunday, October 01, 2006

420
Who Moved My Bottle Of Champagne?

Ideology comes in two types:
With
And Without Glasses

جهان بینی بر دو نوع است:
با عینک
و بدون عینک
Quick Navigation: Home - Facebook - Twitter - Last.fm