Quick Navigation: Home - Facebook - Twitter - Last.fm
Showing posts with label Partying. Show all posts
Showing posts with label Partying. Show all posts

Tuesday, April 23, 2013

1475 - Dark Rooms

می دونید من کلا موزیک های روز ایرانی رو دنبال نمی کنم
اما یه چیزایی هست در مورد آهنگ
سیگار صورتی زد بازی
که دی جی تازه کار توقع نداره پلی که بشه
همه تو پارتی حسابی باهاش حال کنن!

روایت موزون داستان های قدیمی همیشگی،
رازهای ناگفتنی، زخم های کهنه و ناپوشاندنی،
که هیچ کس در مواجهه با آدم های تازه رو نمیکنه،
یا اگر تابلو شه به رو نمیاره،
ولی گفته می شه لابلای خط های توی آهنگ،
همه هم خوب می دونن،
چون همشون
یه جوری قوانین نانوشتهء رابطه های سگی این روزای این گوشهء دنیان،
که انگاری می خوان پنهان بشن
پشت لبخند های زورکی ای
که صرفا یا مشروب شاید با انقباض دادن لپ ها بوجود آورده
یا دو تا پک از یه رول وید که همین الان یکی از جلوی چشمای تو رد داد
واسه یکی اون طرف تر و هر کی که این وسط حال کنه یکی دو پک بدزده.

باز هم
بازی درآوردن لمس دستای سرد و متزلزلی که
توی دستای تو می خواد جا پیدا کنه
یا با سر خوردن روی رون های تو
اعلام سرسپردگی کنه
پر از تنش
پر از خواهش
عرق کرده
با گرمی هوای روزهای تابستون
و تن های رقصنده
سعی می کنن ادعا کنن گرم گرمند
زنده هستند و آتیش می زنند...

یا دل داغون یکی از همین دخترایی که
یکی دو ساعت دیگه
دم صبح که شد
هر چی بهشون بگی موافقت می کنن
کفشاشو در آورده
پابرهنه و بی پروا باهات می رقصه
تهییج شده
و فقط می خواد لبخند بزنه
یه پسر مو فرفری قد بلندو دیده
و شاید
شاید!
می خواد یه سری چیزارو
حتی واسه یه شب هم که شده
با یه سری چیزای دیگه فراموش کنه.

چیزهایی به تاریکی فضای خونه،
چیزهایی که شاید دی جی،
اونقدر سرش به میکس کردن
یک آهنگ تو گام دو مینور
با یکی دیگه تو تمپوی 128 گرم بود
که ندید و نفهمید.

پی نوشت: این نوشته مال تابستون پارساله.

Sunday, July 22, 2012

1217 - Spank it Baby

A Good Vodka
Always does it's work well.

In a party,
we might be suit up well,
wearing shirts and ties
but that doesn't stop us from
unfastening our belts
and pulling down our pants
to scare off the neighbor across, that nosy bitch!

***

-Do you think this would work, now that she's a doctor and seen too much?
-Are you really going to pull your pants down?
-Yeah, you scared?
-no way! You go ahead, I make my own move with my ass!

یک ودکای خوب
همیشه کار خودشو خوب انجام میده.ا

ممکنه توی پارتی تیپ رسمی داشته باشیم
پیرهن و کراوات زده
اما این دلیل نمیشه
از باز کردن کمربند
و پایین دادن شلوار
برای رم دادن زنیکهء فضول همسایه روبرویی ابایی داشته باشیم!ا

***

ا-فکر می کنی زنه چون دکتره و زیاد دیده، بیخیال بشه؟
ا-می خوای شلوارتو جدا بدی پایین؟
ا-آره تو سختته؟
ا-عمرا! برو منم با کون براش حرکت میام!ا

Sunday, July 31, 2011

1125 - Last Night Standing

The date & place of my craziest nights & debaucheries,
Have all been stamped on my passport
The day after.

تاریخ و مکان دیوانه وار ترین شب ها و عیاشی های من
همگی در پاسپورت ام مهر خورده است
یک روز بعد.د


Wednesday, November 25, 2009

881
Ex, Rugs, Oak and Owl

We had a private party
till 0530 in the morning last night.i

Although The door was open to anybody.
I mean, anybody who'd feel welcomed
stepping into a jungle.i

ديشب تا 5:30 صبح
پارتي خصوصي داشتيم اينجا.

گرچه در خانه به روي هر كسي باز بود.
منظورم هر كسي كه از قدم گذاشتن به جنگل
احساس "خوش آمديد" مي كرد.

Tuesday, October 07, 2008

751
The Thin Ice Of Mad Life

Finally
There comes the day that
You'll be drinking something as strong as Whiskey
You Get drunk, up to losing your virginity.

You've Smoked Pot like you are falling from high heights
like the edge of the table down the below
Or Coke like a stockpile of boys and girls
on the couch or on the floor with no pillow.

There comes the time
when you spend a night sleeping with someone with such a pain in your stomach
or a night sleeping with someone like you have never slept before

Just Like your Mom and Dad
when they were at your age
Whether they wanted to, and They did it
or They may wanted to, but they didnt
or they did, but stopped you from doing it
or they didnt want to, but they did
or they didnt want and they never tried
or they never wanted and never did

finally
The day will come.
Choices will be yours.
And You
Will become another Mom or Dad...i

[مطلب حدود 25 سال]

بالاخره
يك روز فرا مي رسد
كه تو مشروب مي خوري در حد ويسكي،
مست مي كني در حد از دست دادن باكرگي،

پات مي كشي در حد سقوط از ارتفاعي زياد به بلندي لبهء ميز تا آن پايين.
يا كوك در حد انباشته اي از دختر و پسر روي كاناپه يا زمين،

فرا مي رسد
شبي كه تا صبح در كنار كسي مي خوابي با چنان دردي در ناحيهء شكم
يا شبي را تا صبح در كنار كسي چنان مي خوابي كه انگار تا بحال نخوابيده بودي

مثل پدر و مادرت
وقتي هم سن و سال تو بودند
كه مي خواستند و انجام دادند
يا شايد مي خواستند ولي انجام ندادند
يا كردند ولي تو را بر حذر داشتند
يا نمي خواستند ولي انجام دادند
يا نمي خواستند و هيچ وقت امتحان نكردند
يا هيچ وقت نمي خواستند و هيچ وقت انجام ندادند

بالاخره
روزش فرا خواهد رسيد.
انتخاب ها با تو خواهند بود.
و تو
يك پدر يا مادر خواهي شد...

Saturday, August 16, 2008

718
Lives of ours

There Are Things...
Some So Simple...
Some Better Left Unsaid...
That Builds These luxury Residential Towers this high!
Make them a suitable place for a few type of people to party:

- Half Iranian Youths:
Whether your father's sperm was tricolor with that Lion and Sun Sign, or your Mom's Ovum, Makes No difference!

- A Bunch Of Retard Foreigners Who Had found the love to learn Farsi With no Specific reason or Future Profit
or the Craziest ones: Those Who came from The "Great Devil" Land to another retarded place: "Axis Of Goddamn Evil"!

- The Third type:
Me And You!

***

You Know...
Towers Are Built This High
So That life in 0 Meters above Shit Surface would not bother you!
Then I'd Fool Myself
and You'd Fool yourself too
that the lives of These 20 or 30 persons when they all get together in Privacy
Are Normal Enough
in comparisson with All that Variety of Abnormal Rules and wisdom that exists out there!

***

Thats The Time When
Me And These few stay at the table in the balcony, Drinking,
talking about our position and the prosperity of our career with joy and euphoria,

Or Someone as you would stand by the guard with her drink
looking at the scenery in the front or down there
enjoying the cool breeze of the midnight beneath her skirt!

Some dance to the Cuban Music In the living room

Or Like that Guy, Feeling High
Passed out on the couch with two other girls!

Ps.: once upon a time, when I was feeling:i

I'm Just Killing Time, And Time is Killing Me!i

Good Luck Y'all!i

چيزهايي هست...
خيلي هاش ساده...
خيلي هاش هم نا گفتني...
كه برج هاي شهر را اينقدر بلند مي كند!
آن ها را مي كند جايي براي شب نشيني چند دسته آدم با هم:

- ايراني هاي نصفه و نيمه:
حالا يا اسپرم پدرت سه رنگ بوده با علامت شير و خورشيد يا تخمك مامانت، اصلا چه فرقي مي كند؟

- يه مشت ديوانهء خارجي كه بدون دليل و آيندهء شغلي عشق فارسي ياد گرفتن پيدا كرده اند
و بعضي از آنتيك ترين و ديوانه ترينشان از سرزمين "شيطان بزرگ" آمده اند يه جاي زاغارت تر: "محور لعنتي شرارت"!

- و دستهء سوم:
من و تو!

***

مي داني...
برج ها را ساخته اند تا از اين ارتفاع
زندگي در صفر متر بالاي سطح گه توي چشم نزند!
من خودم را خر كنم
تو خودت را خر كني
كه زندگي ما بيست، سي نفر وقتي در حريمي خصوصي دور هم جمع مي شويم
در مقايسه با آن همه قوانين و قواعد غير نرمال جورواجور آن بيرون
به اندازهء كافي نرمال هست!

***

آن وقت است كه
من و اين چند تا، دور ميز توي بالكن با سرخوشي حاصل از مشروب
هر كدام به نوبت در مورد موقعيت و موفقيت هاي آيندهء شغلي مان حرف بزنيم،

يا يكي مثل تو با ليوانش كنار نرده ها بايسته
خيره به منظرهء روبرو يا پايين
از خنكي نسيم نيمه شب زير دامنش لذت ببره

اون تو يه عده با موزيك كوبايي برقصند

يا مثل فلاني، High
با دو تا دختر روي كاناپه غش كرده باشند...

پي نوشت: روزي روزگاري، وقتي حس مي كردم:

I'm Just Killing Time, And Time is Killing Me!i

موفق باشيد!
Quick Navigation: Home - Facebook - Twitter - Last.fm